فیلم و سریالنقدنقد و بررسی سریال کره ای

نقد و بررسی سریال کره ای ملکه کی Empress Ki

نقد و بررسی سریال کره ای ملکه کی Empress Ki
5 (100%) 4 امتیاز
این سریال مجموعه ای هست که شما رو برای مدت مدیدی هیجان زده میکنه وتا ابد صحنه های عاشقانه اش تو ذهنتون نقش میبنده ..

سریال ملکه کی داستان زندگی یک زن رو روایت میکنی ..دختری به اسم شغال ..زنی به اسم نیانگ ..وملکه ای به اسم کی 

این سریال به نظر من یکی از عظیم ترین سریال های تاریخی کره به حساب میاد چرا که تعداد بازیگرهای سرشناس این سریال واقعا بالاست ..یه چیزی مثل سریالی های تاریخی خودمون بازیگرهای خبره وکار بلدی که هرکدوم تو جای خودشون به خوبی تونسته بودن نقش های مثبت ومنفی رو ایفا کنن …از این جهت به نظر من یکی از بزرگترین وزیباترین کارهای تاریخی از اب دراومده ..

تقسیم بندی داستان

به طور کل داستان رو میتوانیم به سه مرحله تقسیم کنیم : قبل از به سلطنت رسیدن “امپراتور هویزونگ” ، ورود نیانگ به دربار به عنوان برده و خدمتکار و سوم زمانی که نیانگ به همسری امپراتور درمیاد و حوادث بعد تا راه ملکه شدن، و اوج کار به نظرم از قسمت 22 – 23 به بعد بود که بخش عشقی کار تا حدودی در حاشیه قرار میگیره و بیشتر بحثها و کشمکش های سیاسی روی کار می آید.

داستان تا واقعیت؟

این سریال برداشتِ بسیار آزادی از تاریخ اون دوره بود و همچنین در آخر سریال گفته شد که این تنها یک روایت از زندگی ملکه کی هستش. و اینکه هیچ ” وانگ یو” یی همزمان با ملکه کی، پادشاه گوریو نبوده وشخصیت “وانگ یو” در این کار کاملا ساختگیست و اون هم به عنوان نمادی از ایستادگی و پایداری و عزت نفس کره قدیم (یا همون گوریو = کوریو= کره) در داستان آورده شده.

با این حال سریالی بود بسیار پر کشش و آب و رنگ دار و البته طولانی، 51 قسمتی که آنقدر جذابیت و هیجان داره که هر قسمت به نظر میاد زود تموم میشه و مشتاقانه منتظر قسمت بعد هستی اما با اینحال صحنه های اضافی و کشدار در حداقل میزان خود بود که این از نکات مثبت کار به شمار میرود.

ریتم سریال چند قسمت اول بسیار تند بود ودر عرض یک قسمت از کودکی شخصیتها به بزرگسالی میرسیم، بعد از چند قسمت حالت آرامتری به خودش میگیره و دوباره از حدود قسمت 45 یک شتابزدگی در نتیجه گیری و جمع بندی شاهدیم که گاهی چندان واقعی و قابل قبول نیست (مثل نحوه دراماتیک و کلیشه ای افشای راز سونیانگ توسط تنکشی برای امپراتور).

شخصیت ها

سونیانگ

” سونیانگ” ملقب به “شغال” در واقع دختری است بسیار باهوش که در بچگی مادرش رو در آغوشش میکشند و بعد، از ترس اسارت مجبور میشه جنسیت خودش رو پنهان کنه و در دنیای خشن مردان بدون هیچ دلسوزی بزرگ میشه و حالا در بزرگی سردسته یک گروه قاچاقچی شده که از پولش زنان برده کشورش رو آزاد میکنه، خب مسلمه که با همچین پس زمینه ای یک انسان معمولی نیست که بتونه برای “امپراتور هویزونگ” نقش یک همسر مطیع و آرام رو بازی کنه.

امپراطور هویزونک

امپراطور هویزونک که متاسفانه یا خوشبختانه در اثر شوخی روزگار در جای غلطی قرار گرفته، یعنی به شدت احساساتی است یعنی اونچه که برای تاج و تخت در واقع سمه. چنین شخصیتی از پس از مرگ پدرش به علت نخست وزیر و نایب السلطنه مقتدر وقت مجبور شده حق مسلم خودش در پادشاهی رو به برادر کوچکترش واگذار کنه و در تبعید روزگار بگذرونه بدون اینکه حتی اجازه داشته باشه سواد یاد بگیره یا هنرهای رزمی بیاموزه ، خواسته چنین کسی فقط دوست داشتن و دوست داشته شدنه (یعنی اونچه که تمام عمر ازش محروم بود و تا آخر هم همه یا میخوان بکشندش یا ازش سواستفاده کنند) که باز متاسفانه این حق رو فقط در وجود سونیانگ میبینه. ” سویانگی که “هویزونگ” رو فقط فردی با “شخصیت جالب” میداند و در عوض عاشق ” وانگ یو” است، مردی که جنسش با “سونیانگ” یکیه؛ یعنی از جنس مبارزین تاریخ ساز با اراده ای که برای هدف (و اونهم نه هدف شخصی) حتی حاضرند هر عضو بدنشون رو با دست خودشون دوربیاندازند بدون آنکه هیچ تاسف یا پشیمانی داشته باشند. افرادی که با اراده فولادی هر احساسشون تحت کنترلشونه حتی زمان جدا شدن از فرزندشون، عشقشان (مثل اونجا که سونیانگ در راه قصر به خودش میگه فقط همین امروز برای “وانگ یو” اشک میریزه و واقعا هم همان یکبار بود!) یا هر مساله دیگه ای.

وانگ یو

وانگ يو شخصيتي است كه معتقده “مرد اونه كه فقط براي ديگران گريه كنه نه براي خودش ” و تا آخر هم بي توجه به زخمهاي عميق خودش سعي داشت براي ملتش پدري دلسوز باشه ، ناموس اونها رو مال خود بدونه، فداكاري كنه و در مقابل ناداني و اوقات تلخي گه و بيگاه بعضي از فرزندان صبور باشه و به هر قيمتي استقلال كشورش رو بدست بياره.

شخصیتها در این کار به نوعی همه قابل درکند و همه از استاندارد هوشی بالایی بهره مندند که همین مبارزه رو جذاب تر میکنه، و پیروزی شخصیتهای اصلی رو جالب تر.

تالتال

“تالتال” شخصی با هوش و ذکاوت بود . صحبت هایش در مورد مسائل مختلف با نیانگ… هوش بینظیری که در همه ی موارد خرج عموش بایان می کرد.. مخصوصا که تو قسمت های آخر واقعا این شخصیت از همه ی شخصیت ها جلو زد و نبض سریال را به دست گرفت

بازیگران

بازی بازیگرهای اصلی وانگ یو ..نیانگ ..توگونگ ..یا حتی بازیگرهای حاشیه ی کار مثل ملکه ی مادر ..ال تیمور وپسرانش ..تاتال وژنرال بایان ..ملکه ی اول وحتی خدمتکاران وخواجه های قصر همه درکنار هم بی نقص وعالی بود ..شخصیتی تو سریال نبود که بگم کارش رو خوب انجام نداده ..یا صورت وبازیش به شخصیت داستان نمیخوره ..حتی کولتا هم خوب بازی کرده بود ..
جی چانگ ووک ..به خوبی میتونست با صورتش ..با چشمهاش حسی که داره رو به بیننده منتقل کنه ..مثلا اون قسمت هایی که دنبال سونیانگ راه میوفتاد وصداش میزد ..کاملا نشون دهنده ی شخصیت وابسته ی امپراطور به نیانگ بود ..یا قسمت هایی که براش اشک میریخت ..وانگ یو هم همین طور .وقتی میدید امپراطور به نیانگ نظر داره وبه هرطریق ممکن میخواد نیانگ رو کنار خودش نگه داره ..

فضا سازی

فضا سازی در این سریال به قدری ملموس و واقعی بود که گاهی حس می کنید انگار تو زمان سفر کرده اید و از نزدیک شاهد تاریخید. فضاسازی سریال بی نظیر بود  ..اون قصر زیبای یوان ..با اون الاچیق های قشنگ ..تا قصر گوریو که کاملا معلوم بود مستعمره ی یوان شده وچقدر کوچیکه ..طراحی لباس ها ..طراحی گریم ها ..نوع ارایش زن ها ومردها ..همه بی نقص بود ..قبول کنید کنار هم چیدن اینها واقعا سخته ..واحسنت داره ..

عاشقانه های سریال

در اینجا ما دو پادشاه داریم که هر کدام به روش خودشون عاشق سونیانگند و با روش خودشون ازش حمایت میکنند و مراقبشند و زنی قدرتمند که در راه انتقام و خواسته اش بهترین انتخاب رو میکنه، و از کسی دل میبره و به کسی روی میاره که باید بیاره.

البته نباید فراموش کرد که سونیانگ یک دختر معمولی و عادی نیست و با اونهمه سختی و بلایی که سرش اومده خواسته هاو توقعات و روحیه و رفتارهاش مسلما یا یک فرد معمولی که زندگی عادی داشته متفاوته ، دختری با شخصیت رهبر که اتفاقا خیلی به لحاظ شخصیتی شبیه “وانگ یو” هستش. از اونطرف مزیت امپراتور یوآن اینه که بی دریغ و بی توقع به سونیانگ عشق میورزه . جالب اینجاست که ما در واقع هیچ زنی رو به اون صورت در کنار این مردان نمیبینیم، هر دو کاملا سرسپرده و وفادار به سونیانگ هستند. ازدواجهاشون کاملا سیاسی است و خودشون از این بایت بیشتر از همه زجر کشیدن.

عاشقانه ی داستان به قدری قشنگ تو بستر داستان ریخته شده بود که بیننده رو زده یا کسل نمیکرد ..عاشقانه هایی متغیر عجیب غریب وجالب ..این سریال واقعا عاشقانه است ..هرچند که مربع عشقی داستان یکم ازار دهنده بود ..اما قشنگیش این بود که نویسنده با اینکار مخاطب رو وادار به ادامه ی داستان میکرد ..کاری که هرنویسنده ای نمیتونه از عهده ی انجامش بربیاد…اگه وانگ یو میرفت ..امپراطور جاش رو میگرفت ..اگه امپراطور میرفت تنکیشی میومد ..واگه همه ی اینها نبودن ..دوستان وهمراهان نیانگ ..

طنز سریال

این سریال از خیلی جهات یه سریال طنز هم هست ..نمیشه کلا بگم طنزه ..اما واقعا یه جاهایی از خنده روده بر میشدید .. اون قسمت هایی که نیانگ صورت امپراطور رو میشست ..یا کارهای کولتا وامپراطور ..سریالی بود که هم باهاش میخندی وهم گریه میکردی ..

نکات مثبت سریال

1- اولین نکته روند بی نهایت زیبای داستان هست ..شما تو هرقسمت یه نقطه عطف ..یا قسمت هایی عاشقانه ..یا قسمت هایی مربوط به سیاست ودشمنی دارید که شمارو خسته نمیکنه ..قسمت های جنگی ورزم مناسب چیده شده ..ونواوری هایی که توبعضی از ایده ها انجام شده باعث میشه شما به هیچ عنوان از دیدن پنجاه قسمت پشت سر هم خسته نشید ..این درحالیه که هیجان داستان همچنان بالاست وداستان همچنان پرفراز ونشیب جلو میره وشما رو خواه ناخواه به دنبال خودش میکشونه ..مثلا تو یه قسمت هایی عاشقانه ی داستان نم میکشه ..اما باقی سیاست ها ..باقی دسیسه چینی ها ..اونقدر جالب ودرعین حال پیچیده است که محاله شما دست از دیدن سریال بکشید ..قسمتی که مسابقه ی بین انتخاب همسر بود ..واقعا از خودم میپرسیدم ..نویسنده چه جوری به همچین ایده ای فکر کرده ..

2-داستان نویسی بسیار جذاب:

نویسنده تو طول داستان اتفاقات جالب ودرعین حال هیجان انگیزی رو دستمایه ی ساختن صحنه های زیبا کرده بود ..مثلا قسمت فوتبال بازی کردن نیانگ وامپراطور ..یا نمایش سایه ها ..که وانگ یو وامپراطور هردو دو طرف نیانگ ایستادن وهرکدوم از یه طرف دست نیانگ رو گرفتن ..

استفاده از جادو ونفرین ..استفاده از هوش بی نظیر تال تال ومشاوره هاش ..همه ی اینها در کنار عاشقانه ی داستان ..درکنار صحنه های جنگی که درش به خوبی از تدبیر فرماندهان استفاده شده ..حتی قسمت هایی که وانگ یو از سونیانگ دور بود وبا مشکلاتی مثل حمله ی ترک ها ..یا اموزش سپاهیانی که یه مشت مردم عادی وبدبخت بودن ..میتونست جالب وهیجان انگیز باشه ..

یکی دیگه از نقاط مثبت اینکه این داستان نه یکی نه دوتا ..بلکه چندین وچند ادم منفی ومثبت مختلف داشت که تو هربرهه از زمان بوسیله ی پول ..قدرت ..عشق ..رویه اشون رو عوض میکردن وبه ادم های دیگه ای تبدیل میشدن ..شاید ال تیمور اولین ادم بد داستان بود ..یا شاید پادشاه شیمیانگ .یوم بیوک سونگ ..یون فی سو . یون هوا…اما همشون کارهاشون توجیه شده بود واین به نظر من یکی از بزرگترین وبهترین کارهایی بوده که تا حالا نوشته شده .سخته که بخوای شخصیت همه ی بازیگرها رو باز کنی ..تا بیننده بتونه عادلانه رفتارها رو قضاوت کنه ..با اینکه ال تیمور یا حتی ملکه زن اول امپراطور ادم های بدی بودن ..دست به کشت وکشتار میزدن ..یا مثلا ملکه تو جوشونده ی بقیه ی همسران پادشاه ها داروی ضد بارداری میریخت ..امابیننده رسما در پشت پرده میدید که این زن چقدر از چند همسری امپراطور ..از اینکه برای پسرش جانشینی پیدا بشه وحشت زده وافسرده بود ..از اینکه امپراطور تمام نیروش رو برای نیانگ خرج میکرد چقدر ازرده دل بود ..
یا ژنرال بایان ..اواسط سریال ..مردی بود که برای از بین بردن ال تیمور همه کاری انجام داد ..جزو ادم خوب ها بود که دلش میخواست کشورش امپراطو ری قوی وفهیم داشته باشه ..اما اواخر داستان ..همین هدف وانگیزه اش اون رو به فساد کشوند ..

بازهم احسنت ..نویسنده تا کجا پیش رفته بود ..چه جوری تونست انقدر عالی روند عوض شدن ادمها رو نشون بده ..اینکه اگه ادمی از نظر ما پلید و بده ..لزوما افکار پلید وخبیث نداره ..بلکه اهدافش ..چیزهایی که براش مهمن باعث میشه اون شخص دست به کشت وکشتار یا دسیسه چینی بزنه ..تمام ادمهای این سریال مثل ما بودن ..عادی ..دارای دو خوی پلیدی وخوبی ..واین هدفهاشون بود که تعیین میکرد ایا این شخص به خوب بودنش ادامه بده یا نه ..
وهمینها باعث میشد من هیچ وقت ازشون متنفر نشدم ..همه دلایل محکمی برای پلید بودن داشتن ..حتی تو صحنه ی اخری که از ملکه تاناشیری دیدم واقعا دلم براش سوخت ..خب تا اونجایی که من فهمیدم همه میگن پایان ملکه کی غمگینه ونبینید وغصه دار میشید ودپسرده ..
اما باید حتما یه نکته ای رو بگم ..این داستان تقریبا برمبنای واقعیت اتفاق افتاده یعنی شاید تو حوادث دست برده شده باشه وتحریف شده باشه ..شاید به جای یه عاشق ..دو سه تا عاشق تو طول داستان میبینیم ..اما مسلما انتهای زندگی شخصیت ها برمبنای حقیقته ..که این رو باید از اول در نظر داشته باشید ..
وازطرف دیگه به نظر من پایان داستان دقیقا به داستان میخورد ..درود برنویسنده ..که سریال رو با یه پایان ابدوغ خیاری جمع نبسته بود ..فکرشو کنید پایان سریال مثل دیو ودلبر تموم میشد ..یا مثل سیندرلا ..اینجوری به شعورتون توهین نمیشد ..؟
قبول کنید که سریال هایی با پایان واقعی بهتر از سریالی با پایان رویایی هست

3- بازی بازیگرانی حرفه ای و عالی که همه جوره به شخصیت های سریال می خوردند

4- فضاسازی بی نقص و عالی که واقعا کار سختی هست

نکات منفی

گفتم یکم این مربع عشقیشون عجیب غریب بود ..اخه خود بازیگر همچین خیلی هات وجذاب نیست ..مخصوصا عشق تنکیشی یکم عجیب بود .اما دروغ چرا من که خوشم اومد واین قسمت ها رو میدیم .
جاهایی که به نیانگ میگفت ..برای کسی گریه نکن ..برای من گریه کن که اگه دوستم نداشته باشی وتو رو نداشته باشم میکشمت ..واقعا قشنگ بود
اما اگه بخوایم درست حساب کنیم ..یکم غیر عادی بود
یکم اواخر داستان بعد از ازدواج نیانگ وتوگونگ از بار عاشقانه ی کار کم میشه که خب شاید برای اون دسته از کسایی که صرفا وصرفا برای عاشقانه به سراغ سریال میان یکم خسته کننده بشه ..اما برای من این طور نبود ..چون به نظر من بقیه ی ایده های داستان هم اونقدر قشنگ بود که بخوام تا انتها جلو برم
راستش هرچی فکر میکنم نکته ی منفی دیگه ای به ذهنم نمیرسه ..حتی اینهایی هم که گفتم از نظر خودم منفی نبود .
موسیقی کار مخصوصا اون تیتراژ سریال تو فصل اول واقعا قشنگ بود من که خیلی دوستش داشتم ..موسیقی متن هم واقعا تاثیر گذار بود وبه قسمت های رمانتیک وعاشقانه ی کار جلوه ی بیشتری میداد ..مخصوصا که هم تم حماسی وتاریخی داشت هم واقعا لطیف وزیبا بود ..
خب راجع به اصل داستان نمیتونم حرف بزنم ..من نمیدونم ایا واقعا وانگ یویی وجود داشته که عاشق نیانگ باشه ..؟یا ایا واقعا نیانگ این همه مصیبت وسختی رو از سرگذروند تا به همچین جایگاهی رسید ..؟اما راجع به شخصیت ها به نظرم وانگ یو از اول به فکر تاج وتخت ومردم گوریو بود ..جوری که تو این راه حتی سونیانگ رو هم از دست داد امپراطور برعکس تنها هم وغمش نیانگ وسلامتیش بود ..اینکه درکنار نیانگ لحظات خوشی داشته باشه ودرست برعکس وانگ یو ..زیاد به فکر تاج وتخت ومردمش نبود ..ملکه ها قابل درک بودن ..رفتار ومنششون .

طنز داستان ..غم داستان ..بازی خوب بازیگرها چه منفی چه مثبت ..فضا سازی بسیار عالی وبی نهایت طبیعی داستان ..درکنار فیلم نامه ی فوق العاده… یه مجموعه ی بی نهایت عالی رو ساخته بودکه باز هم تاکید میکنم شما رو بی حرف وپیش با خودش میکشه وجلو میبره ..

صددر صد وحتما این سریال رو به همه ی کسایی که تا حالا دست دست کردن وندیدن ..وهمه ی اونهایی که تازه مشغول دیدن سریال های کره ای شدن پیشنهاد میکنم ..

نه نگاه به انتهای داستان کنید ..نه نگاه به تعداد زیاد قسمت ها ..این سریال مجموعه ای هست که شما رو برای مدت مدیدی هیجان زده میکنه وتا ابد صحنه های عاشقانه اش تو ذهنتون نقش میبنده ..

چند نکته پایانی:

 

1-شکی برای دیدنش نداشته باشید هر چند 51 قسمت بود فکر کنم
2-بدون شک عیب ها و کلیشه هایی هم در فیلم موجود است اما واقعا این قدر اتفاقات نادری در این سریال وجود دارد که مشابه ان را در سریال ها کره ای نمی بینیم مثلا به شخصه اولین سریالی بود که وقتی بدمن ها که صددرصد سیاه بودند وقتی میمردند گریه ام می گرفت!!
3-تغییر لحن روایت داستان همراه با تغییر شخصیت اصلی داستان واقعا بی نظیر بود و واقعا تنها سریال کره ای بود که پیوسته با هر لحن و فضایی منطبق و عالی شکل گرفته بود…یعنی چه طنز های ابتدایی چه خشم ها و انتقام ها خیانت ها و مخصوصا مثلث عشقی که در طول داستان با تغییر شخصیت سونیانگ واقعا ضعیف نمی شد و همچنان استواری خویش را حفط می کرد
4-بازی بی نظیر بازیگران که اصلا اوور اکت یا کم کاری نداشتند مخصوصا نقش اول فیلم…
5-شخصیت های منفی بسیار بسیار قوی و کشش عالی فیلم نامه و خاکستری بودن اکثر کاراکتر ها و پایانی که از ابتدا اصلا تصور نمی شود داستان به انجا کشیده شود…

نقد و بررسی کلی

داستان
موسیقی
بازیگری
طراحی صحنه و جلوه های ویژه
کیفیت طنز
عاشقانه های سریال

عالی

طنز داستان ..غم داستان ..بازی خوب بازیگرها چه منفی چه مثبت ..فضا سازی بسیار عالی وبی نهایت طبیعی داستان ..درکنار فیلم نامه ی فوق العاده... یه مجموعه ی بی نهایت عالی رو ساخته بودکه باز هم تاکید میکنم شما رو بی حرف وپیش با خودش میکشه وجلو میبره ..

User Rating: 4.21 ( 17 votes)
Like
Like Love Haha Wow Sad Angry
برچسب ها
نمایش بیشتر

‫5 نظرها

  1. سلام و دعای خیر …
    خواستم صمیمانه بابت این نقد زیباتون
    هم ازتون تشکر کنم و هم تحسین .
    سریالی فراموش نشدنی و بینظیر .
    از هر لحظه لحظه سریال میشه حرف زد .
    سال پیش دوبار دیدمش ولی از موقعی که تموم شده
    تا الان بدجوری دلم براشون تنگ شده …
    انگاری خودمم جزیی از اونا بودم .
    از مدیریت محترم بینهایت سپاسگزارم .
    سایت بینظیره ، پایدار باشید .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن