فیلم و سریالنقدنقد و بررسی سریال کره ای

نقد سریال کره ای منُ هاید و جکیل 2015 Hyde Jekyll and Me

Like
Like Love Haha Wow Sad Angry
داستان:

گوسو جین (هیون بین) دو شخصیت متفاوت دارد. یکی از شخصیتهای او مثل هاید (Hyde) سرد است و دیگری مانند جکیل (Jehyll) گرم و خوش اخلاق است. او به عنوان مدیر پارک سرزمین عجایب کار می کند. جانگ هانا (هان جی مین) به عنوان یک بازیگر و رئیس سیرک در سرزمین عجایب کار می کند. کو سو جین سعی می کند سیرک را از سرزمین عجایب خارج کند. اما جانگ هانا سیرک را طوری تغییر می دهد که در سرزمین عجایب باقی بماند. در این روند جانگ هانا به کو سو جین علاقه مند می شود.

بازیگران

نقد و بررسی

گوسوجین مدیر سرزمین عجایب یا (واندر لند )مردی مغرور خودخواه ..خودشیفته ..پولدار ومبادی اداب واطو کشیده است که جز خودش به هیچ کسی اهمیتی نمیده ..یه نمونه ی بارز از فردی خودشیفته ..که تنها هدفش ارتقاءسطحی سرزمین عجائبِ …وتو این راه براش اهمیتی نداره که حتی سیرک سرزمین عجایب رو هم از شهر بازی بیرون کنه ..
ما تو قسمت های اول ودوم صحنه هایی از خودخواهی این مرد میبینیم ..مثلا گوریل به شهربازی حمله کرده ودختری از گوسوجین تقاضای کمک میکنه اما گوسوجین چی کار میکنه؟ ..دست دختر رو گاز میگیره وفرار میکنه ..یا تو یه صحنه ی تعقیب وگریزدختری که به همراهشه از اسانسور به بیرون پرت میکنه تا خودش رو نجات بده ..

اما درپس همه ی این اتفاقات ما بعد از دو سه قسمت متوجه میشیم که درواقع تمام این رفتارهای گوسوجین به این دلیله که دچار هیجان وتنش نشه تا بتونه از ظهور شخصیت دوم ومخفیش که به اسم روبین تو این سریال ظاهر میشه جلوگیری کنه وبه نوعی پنج سال از عمرش رو مثل یه راهبه زندگی کرده تا کسی پی به رازش نبره

اما شخصیت دوم گوسوجین که با حضور جانگ هانا ..ظاهر میشه …روبین ..پسری ملایم بسیار مهربون ..شیرین وشاد وشنگول ..که درست نقطه ی مقابل گوسوجینه ..کسی که نجات انسانها رو وظیفه ی خودش میدونه وتو این بین براش مهم نیست که خودش هم به خطر میوفته ..

اما شخصیت سوم داستان ..چانگ هانا ..دخترمدیر سیرک( واندرلند )..کسی که بعد از فوت پدرش به کره برگشته تا سیرک سرزمین عجایب رو دوباره باسازی کنه ورویاهای پدرش رو محقق کنه ..دختری مهربون ..شیرین ..وفادار ومسئولیت پذیر که حاضره جان فشانی کنه تا بقیه ی اعضای سیرک در اسایش باشن ..

اما داستان اصلی از اونجایی شروع میشه که چانگ هانا برحسب تصادف شاهد دزدیده شدن دکتر روانشناس گوسوجین ..به اسم دکتر کانگ میشه ..دکتر کانگ قبل از دزدیده شدنش به گوسوجین میگه که راه درمانش رو پیدا کرده وبا دزدیده شدن دکتر کانگ گوسوجین مجبوره از هانا حفاظت کنه وبدین ترتیب پای هانا به خونه زندگی گوسوجین باز میشه .

 

 نقاط قوت

داستان برخلاف تقریبا نیمی از سریال های کره ای که یه فضای عادی درشون رعایت شده ..از شهربازی وسرزمین عجایب شروع میشه ..محیطی که دقیقا خواسته ی کارگردان بوده که شبیه به والت دیزنی باشه وهمین مسئله هم تو سریال اشاره میشه ..

به نظرم استفاده از این محیط که یه شادی ویه اشرافیت زیبایی داره نکته ای بود که حس خوبی به سریال پیدا کنیم ..
دومین نکته بازی روون وبسیار عالی هیون بین هست ..واقعا که تو این نقش ها میشه بازیگر خوب رو از بازیگر بد تشخیص داد ..کاملا میشد تفاوت شخصیت ها رو تو بازی این بازیگر دید ..از طرز ظاهر ولباس پوشیدن وحرف زدن وبرخورد بگیرید ..تا حتی نوع نگاه هیون بین روایت کننده ی هرکدوم از شخصیت ها بود ..

سومین نکته ..عاشقانه ی داستان هست ..بالاخره ی همه ی ما که سریال کره ای میبینیم دنبال اون عشق ناب وپاکی هستیم که نه تو سریالهای خودمون میتونیم پیدا کنیم نه تو سریال های امریکایی وهالیوودی ..یه عشق اروم وملایم که تو سریالهای کره ای فقط یافت میشه ..وهمین باعث شده همه ی ما الوده بشیم ..

تو این سریال از لحظات اول عشق بین هانا وروبین کاملا مشخص بود ..اما چیزی که سوای باقی داستان ها بود …عاشق شدن شخصیت اصلی گوسوجین بود ..اینکه مرد خشک وجدی که اصلا میونه ی خوبی با هانا نداره ومدام از همون اول سر راه هانا سنگ اندازی کرده ..حالا کم کم عاشق هانا میشه ومحبت های عجیب وغریب میکنه برای شخص من جالب بود ..

این عشق تقریبا تا اخر داستان ادامه داره وداستان رو از اون حالت یکنواختگی عاشقانه که میون روبین وهانا هست در میاره ..

چهارمین نکته به نظرم پرداخت بهتر به این موضوع روانشناسی هست ..در ابتدای داستان ما دکتر کانگ رو میبینیم که راجع به تجزیه ی هویت توضیح میده ومردی رو مثال میزنه که چهل شخصیت مختلف از خلافکار تا دکتر داره ووقتی دستگیرش کردن ادعا کرده هیچ جرمی مرتکب نشده ..تو این داستان به نظرم علمی تر به این بیماری وروش های درمانیش پرداخته شده ..

وتو همین حیطه ما استفاده ی ابزاری از علم هیپنوتیزم رو میبینم که خودش جذابیت های خاصی به داستان میده ..دکتر یون ..با چند تا حرکت نخ ..یا یه موسیقی ملایم ..چنان تاثیری روی روان فرد میذاشت که یه وقتهایی ازخودم میپرسیدم واقعا هیپنوتیزم شدن اینقدر راحته ..؟

نکات منفی

اولین نکته ریتم به شدت ملایم وساده ی داستان هست ..از نظر من همزمان بودن این سریال با سریال بکش وخلاصم کن اشتباه محض بود ..چرا که باعث بالا رفتن بیش از حد یه سریال وپایین اومدن بیش از حد سریال دوم شد ..

درمقایسه با بکش وخلاصم کن که اغازی طوفانی به همراه بستری از شخصیت های خنده دارداشت ..این سریال بی نهایت روتین وساده شروع شد ..حتی یه جاهایی حوصله سر بر بود ..چندان معمای پیچیده ای پشت داستان مخفی نشده بود ..هرچند که نویسنده خوب تونسته بود تا قسمت های پونزده شونزده این معما رو کمی مخفی کنه اما بازهم همچین چیز آسی نبود ..که این باعث کم حوصلگی بییننده میشه ..

دومین مشکل زن داستان بود ..تاکید میکنم اینها نظرات شخصی من هست لطفابه کسی برنخوره ..من هیچ خصومتی با هیچ بازیگری ندارم وتنها چیزهایی که میبینم رو روایت میکنم ..

چانگ هانا ..که تو سریال شاهزاده زیر شیروانی هم بازی کرده بود ..یادتونه این سریال رو ..؟صورت ومیمیک صورت وبازی صورتش رو به یاد دارید ..؟یادتونه که چقدر سرد وبی روح بود ..؟

اینجا هم دقیقا همین طوره ..شما فکر کنید از قسمت سوم یا چهارم هانا با روبین به شدت صمیمی میشه تا جایی که بهش میگه دوستش داره ..داستان ادامه پیدا میکنه وهانا همچنان عاشقانه با روبین همراه …اما تو قسمت های سیزده یا چهارده ..یه دفعه ای واقعیت رو میشه ..هانا میفهمه که روبین در واقع شخصیت دوم مردی به اسم گوسوجین هست که به شدت با هانا مشکل داره ..

حالا شما خودت رو بذار جای بازیگر ..چشمهات از حدقه بیرون نمیزنه ..؟شاخ هات در نمیاد ..؟دلزده ..افسرده ..نا امید ..وحتی عصبانی نمیشی …احساس خیانت نمیکنی ..؟ولی جانگ هانا فقط یه جا میشینه وذل میزنه به یه گوشه ..

مشکل تنها فیلم نامه نیست ..ادم وقتی بفهمه عشقش دروغ باشه زمین وزمان رو بهم میریزه ..اما هانا هیچ کاری نمیکنه ..سرد ..بی روحه ..من هیچ حالتی توصورت این بازیگر نمیدیدم ..تنها وقتی گریه میکرد میفهمیدم ناراحته ..

سومین مشکل هم به نظرم پرداخت نکردن به شغل اصلی هانا بود …که از نظر فیلم نامه مشکل داشت ..هانا یه سیرک باز بود ..

کسی که باید مدام اپیزود های مختلف از کارش تو سیرک رو نشون بدن ..اما عملا جز یکی دو صحنه ..که یکیش تمرین کردن ودیگری اماده کردن وسائل سیرک بود ..چیزدیگه ای از کار هانا ندیدم ..وهانا عملا ول میگشت وتو فیلم وقت میگذروند ..

یه مقایسه ی کلی بین سریال بکش وخلاصم کن واین سریال میکنم ..تا لپ مطلب رو برسونم ..

1-بازی بازیگر ها تو هردو سریال به جز هانا خوب بود ..درمقایسه با اوه ریجین که با صورتش به خوبی میتونست حالتش رو نشون بده ..این قضیه اصلا درتوان هانا نبود واز این نظر واقعا کار ضعیفی ارائه داد ..اما در مقابل این بازیگر ،بازی بی نظیر جی سانگ به نظرمن از همه بهتر بود چرا که خیلی خوب تونسته بود از پس هفت تا شخصیت مختلف بربیاد

2-روند روانشناسی داستان تو سریال هاید وجکیل از نظر من عاقلانه تر بود ..چون کاملا داستان رو بازکردن ..مشکلاتی که با دزدیده شدن گوسوجین در کودکی به وجود اومده نشون داده شده بود ..روند درمان به وسیله ی یه دکتر نشون داده شده بود ..شخصیت های دیگه هم به گوسوجین کمک کردن تا بالاخره روبین از صحنه حذف شد ..که البته این حذف شدن هم مقدمه چینی لازم درموردش شده بود وداستان بی هوا تو قسمت اخر جمع نشد ..مشکلی که تو سریال بکش وخلاصم کن بهش برخوردم ..شرمنده که این عبارت رو به کار میبرم اما دوست ندارم نویسنده وکارگردان بیننده رو خر فرض کنن ..جی سانگ هفت تا شخصیت اصلی داشت ..تازه تو قسمت اخر شخصیت هفتم رو اوردن وجالبه تو همون قسمت هرهفت تا ناپدید شدن ..درصورتی که برای همچین معضلی باید مقدمه چینی بشه ..نه اینکه یه دفعه ای همه چی گل وبلبل بشه ..

3فضای داستان هاید وجکیل رو بیشتر دوست داشتم چون حس شاد وخوبی به ادم دست میاد ..

4-شخصیت های جانبی هردو سریال معمولی بودن ..اما دوتا شخصیت بودن یکی اوه ریون تو سریال بکش وخلاصم کن ..ویکی دکتر یونِ مرموز تو سریال هاید وجکیل که به نظرم از بقیه ی شخصیت ها برجسته تر بودن وبازی خوبی ارائه داده بودن مخصوصا دکتر یون لامصب این ادم بازی خوبی برای ادم منفی یا مثبت میتونه نشون بده ..من کلا از شخصیتی که ساخته بود خوشم اومد وبه نظرم یکی از بازیگرهای خوب داستان بود ..

5-انتهای داستان همون جور که گفتم تو سریال هاید وجکیل منطقی تر بود ..

6-معمای در پس پرده ی سریال بکش وخلاصم کن خیلی خیلی خیلی جالب تر وشگفت انگیزتر از سریال هاید وجکیل بود ..که به نظرم یکی از دلایل موفقیت سریال هم به حساب میود ..که تو این زمینه هاید وجکیل واقعا حرفی برای گفتن نداشت ..

7-اما عاشقانه ی داستان ..همون جور که گفتم عاشق شدن گوسوجین یه قشنگی خاصی به هاید وجکیل داده بود ..نسبت به عشق از پیش تعین شده ی بکش وخلاصم کن ..به نظرم تو این زمینه هاید وجکیل بهتر بود ..
اما درمجموع مطمئنا سریال بکش وخلاصم کن رتبه ی بالاتری اون هم به خاطر بازی بی نظیر جی سانگ ..کمدی کار که در منُ هاید و جکیل اصلا وجود نداره …بازی زیبای زن داستان ..ودرنهایت معمای در پس پرده ..کسب میکنه ..

بعد از تمام این تفاسیر ..به همه ی اونهایی که دنبال یه عاشقانه ی ملایم ..با تم روانشناسی هستن توصیه میکنم این سریال رو ببینن ..مخصوصا اونهایی که از بازی هیون بین خوششون میاد .

منبع: رویای کره ای (با تغییرات)

نقد و بررسی کلی

داستان
موسیقی
بازیگری
طراحی صحنه و جلوه های ویژه

خوب

امتیاز کاربران: 3.19 ( 4 نفر)
برچسب ها
نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن
بستن

Adblock رو غیر فعال کنید

بخشی از درآمد سایت با تبلیغات تامین می شود لطفا با غیر فعال کردن ad blocker از ما حمایت کنید